سرمایه انسانی؛ دارایی نامشهود سازمان

سالهای زیادی است که مدیریت منابع انسانی کانون اصلی توجه رویکردهای مدیریتی قرار رفته‌است. به عقیده بر آن است که منابع انسانی بنگاه اقتصادی نقش بنیادین در حصول اطمینان از تداوم حیات و فعالیت آن بنگاه اقتصادی ایفا می‌کند.

منابع انسانی نمایانگر روح وجان سازمان‌ها هستند، بسیاری از بنیادها و مؤسسات با پرداختن به کیفیت منابع انسانی شاهد رشد قابل توجه بودند. این نکته نیز انکارناپذیر است که شرکت‌های بزرگ بدون توجه به علت کیفیت عالی منابع انسانی خود شاهد لغزش معتنابه می‌باشد. بحران‌های اخیر جهانی به طور محرز این گونه لغزش‌های چشمگیر را نشان دادند. مجموعه‌ منابع انسانی یک منبع مهم  که هر روز براهمیت آن افزوده‌می‌شود، در برگرفتن فرصت‌های بازار و مقابله با عدم اطمینان و به حداقل رساندن کمبود‌های شرکت مورد توجه قرار می‌گیرد.

 دارایی نامشهود چیست؟

کلمه‌ای نامشهود اساساً به عدم توانایی در تعریف یا تعیین چیزی از روی اطمینان اطلاق می‌شود به این ترتیب دارایی‌های نامشهود به اشیاء غیرقابل تعریف، نامشخص یا غیرفیزیکی اطلاق می‌شود که به طور بالقوه، توانایی تولید سود در آینده را دارا می‌باشد. برخلاف محصولات تولید‌شده که معمولاً مشهود قلمداد می‌شوند، دارایی‌هانامشهودم فاقد شکل ظاهری می‌باشند که آن را تبدیل به چیزی نسبتاً‌ غیرممکن برای گرفتن و نگه‌داشتن می‌کند. مسلم است که خدمات در این مقوله قرار می‌گیرد.

وقتی از رویکرد مدیریتی به دارایی‌های نامشهود بنگریم یا در واقع در حوزه‌ی تحقیقات این مقاله به عنوان سرمایه معنوی می‌توان آن رابه ۴ شکل متفاوت به صورت اساس رقابتی سازمان تقسیم کنیم:

۱- مهارت‌ها استعدادها، قابلیت‌ها و تخصص

این مقوله به نظر می‌رسد که نیروی محرم اصلی بر پایه رقابت سازمانی باشد، چونکه تمام انواع سرمایه‌ها نیاز به حضور منابع انسانی دارند و بنابراین سرمایه انسانی مقدم بر آغاز فعالیت و توسعه می‌باشد.

۲- سرمایه ساختاری

این مقوله با سیستم‌ها،‌روال‌ها سیاست‌ها و قوانین‌ در هر سازمانی در ارتباط است که امکان بهره‌برداری مؤثر از سرمایه انسانی را در ایجاد سیستم‌های اطلاعاتی درون سازمان و نیز صلاحیت مدیریت فراهم می‌سازد. سرمایه ساختاری نیز در برگیرنده دیدگاه و رسالت مشترک قابلیت دستیابی برای رهبران واجد شرایط در تمام سطوح برای بسیج‌کردن سازمان در جهت راهکارها، هم‌طرازی اهداف و انگیزه‌ها با استراتژی در تمام سطوح سازمانی و تقسیم دانش و دارایی کارکنان با توان بالقوه استراتژیک است.

۳- سرمایه مشتری

این مورد از روابط مستری در هر سازمانی حادث می‌شود که امکان‌بهره‌برداری مؤثر از سرمایه‌ انسانی را برای ایجاد دیدگاه خود مشتری لازم  سرمایه ساختاری به شکل پایگاه داده‌ها به منظور ایجاد مدیریت برقراری ارتباط بامشتری فراهم می‌کند، در حالیکه مشخص می‌کند که محصولات و خدمات به چه کسی فروخته‌شود.

۴- سرمایه شریک

سرمایه شریک مرکب است از  افراد دیگر و یا نهادهای دیگر که یک سازمان خاص با آن برای انجام کار مشترک قراردادهای تعاوتی منعقد می‌کند و بدان معنی است سازمان‌ها باید دربرخورد و مقابله با فعالیت‌های عملیاتی شرکای استراتژیک داشته‌باشند، در حالیکه در بازار فروش جایگاه مقتدرانه خود را حفظ می‌کنند. این نوع منابع دلالت بر ایجاد ارزش برای سازمان‌ها توضیحی که در بالا داده‌شد، شواهدی را در اختیار می‌گذارد مبنی بر اینکه تغییر جهت عمده‌ای دارند در استفاده از درآمدسازی سازمانی وجود داشته‌است. سازمان‌ها قبلاً بر دارایی‌های نقدی تأکید می‌ورزیدند که می‌توان آنها در مدت زمان نسبتاً کوتاهی تبدیل به وجه نقد نمود. امروزه بیشتر سازمان‌ها بر دارایی‌های درازمدت و تبدیل آن‌ها به عنوان بخشی از استراتژی بنگاه اقتصادی در بردن گوی سبقت در بازار تمرکز دارند.

 

Rating: 5.0/5. From 1 vote.
Please wait...